خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباحخواهی که روح تازه برآید بیار راح
۲
جهّال نشنوند ولی ممتنع بودجز از خواص راح طلب کردن ارتیاح
۳
از گردن خروس صراحی بریز خونقبل الحدیث کرده به بسم الله افتتاح
۴
جنبان و چست باش و سبک روح و تازه رویزیرا که در فسرده نه خیرست و نه صلاح
صفحهٔ ۱ از ۳