خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکردصبر از این بیش که من میکنم، ایوب نکرد
۲
این ملامت که من از هجر تو با خود کردمدر فراقِ پسرِ گم شده، یعقوب نکرد
۳
قلم از جور تو بر حرفِ غمی ننهادمکِم خیال تو سیهروی چو مکتوب نکرد
۴
ساغری می که به من داد به یاد لب توکه ز بس گریه کنارم می مقلوب نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳