خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه را درد عشق داغ نکردنبوَد مرد اگرچه باشد مرد
۲
مردِ مرد آن گهی ببوَد که عشقاز وجودش همی برآرد گرد
۳
عشق با سوز و درد می آید[پیش] با جوش و بوش و بردابرد
۴
هیچ افسرده را نباشد سوزهیچ آسوده را نباشد درد
صفحهٔ ۱ از ۲