شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه محنت است که در عاشقی به ما نرسدکجا رویم که صد فتنه در قفا نرسد
۲
به رویِ ما همه رنجی رسید درغمِ دوستمگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسد
۳
فراغِ دل من از آن داشتم که یک چندیکه عشقِ او به سر و جانِ مبتلا نرسد
۴
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیمکه پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth