خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دگر باره مرا با تو وصالی باشدخوش ملاقاتی و بس نادره حالی باشد
۲
جان و دل همرهِ اویاند مگر عرضه کندحال مسکینیِ من گرچه محالی باشد
۳
جز صبا معتمدی نیست که در هر سحریبگذرد بر در و بام تو مجالی باشد
۴
محرمی را چه شود گر بفرستی گه گهباشد آخر که مرا از تو سوالی باشد
صفحهٔ ۱ از ۳