خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این حوریان مگر ز سماوات میرسندیا خود ز خیل خانۀ جنّات میرسند
۲
گویی مگر گریختهاند از بهشتِ عدنمستعجلان ز بهرِ ملاقات میرسند
۳
یا از برای طوف به دنیا درآمدندیا از پیِ وفورِ مهمّات میرسند
۴
نینی قرینهای دگرست این سئوال رامهمانِ ما ز محضِ کرامات میرسند
صفحهٔ ۱ از ۴