خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آیدآری چندان که آفتاب بر آید
۲
عشق دمی در دمد به صورِ محبّتبو که سرِ خفتگان ز خواب برآید
۳
از جگرِ منتظر نوایرِ حسرتدر جسدِ آلِ بوتراب بر آید
۴
هیچ نمانده ست کز خزاینِ ظالمبانگ به تاراجِ انقلاب برآید
صفحهٔ ۱ از ۴