خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم چنین عمری ست تا دیوانه واردست بر سر می زنم از عشقِ یار
۲
آتشی در جانِ ما بر سوختندتا برآورد از نهادِ جان دمار
۳
چند ازین دریایِ نا پایان پدیدچند ازین وادیِ نافرجام کار
۴
عشق بی نقصان و عاشق بی غرضراه بی پایان و دریا بی کنار
صفحهٔ ۱ از ۲