شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۶۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌دوست این منم که چنین می‌برم به سرای خاک بر سرِ من و خاکستر از زبر
۲
این است وبیش ازین و بتر زین سزایِ مناز کویِ دوستان نکنم بعد از این سفر
۳
عقل از کجا و من ز کجا کز دلِ فضولبیزارم از قبولِ نصیحت کند دگر
۴
از غبن و غصّه خوردن و ناچاره دم زدندیوانه می‌شود دل و خون می‌شود جگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth