خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگرترک ما کرد گرفتهست مگر یارِ دگر
۲
وعدۀ وصل همیداد و نمیکرد وفاداشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر
۳
گفته بود از منش اینبار دری نگشایدگو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر
۴
از خدا شرم ندارد که روا میداردهر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر
صفحهٔ ۱ از ۲