خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاسزمانه بر سر ما گو به خون بگردان آس
۲
ز همنشین موافق طلب حصول حیاتدر سرای فرو بند بر عوامالناس
۳
حذر ز صحبت جاهل که صفحهٔ کاغذسیاهروی شد از همنشینی انقاس
۴
اگرنه بر گل و سنبل گذر کند به بهارنسیم باد صبا کی شود مسیح انفاس
صفحهٔ ۱ از ۲