خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو صرف شد همه اوقاتِ عمر در طلبشنه ممکن است که دل باز گردد از عقبش
۲
چو خضر خاصیتِ آبِ زندگی یابماگر چنان که به عمدا لبم رسد به لبش
۳
دلم نه بر پیِ آن می رود به تاریکیکه هست چشمه درونِ دو زلفِ بُل عجبش
۴
مقررّست که از زلفِ او برون نایدز کنجِ سینه برون کرده ای بدین سببش
صفحهٔ ۱ از ۳