خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَه وَه از جانِ به لب آمده بر بویِ لبشوزتنِ مانده خیالی ز خیالِ قصبش
۲
زلف و رویش هبل ولاتِ منِ مجنون اندشب و روزِ منِ آسیمه سر از روز و شبش
۳
ز ابتدا بی دلی و شیفته رایی کردناز کجا خاست مرا با تو بگویم سببش
۴
بوسه یی چند به من داد وز آن وقت چنینجگرم گرم شده ست از لبِ هم چون رطبش
صفحهٔ ۱ از ۳