شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۶۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنوز اگرچه جفا دیده می روم ز برشوفا کنم به دو چشم از میانِ جان به سرش
۲
چنان که تشنه ز آبِ حیات نشکیبدنمی شکیبم از آن مایلم به خاک درش
۳
گرم به تیرِ جفا خسته کرد باکی نیستبه تیغ باز نگردم ز رویِ چون سپرش
۴
به نفخِ صور چه حاجت مرا که برخیزماگر به خاک فرو گویدم کسی خبرش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth