خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که ما را دوست دارد خلق گردد دشمنشترک خود باید گرفت آن را که باید با منش
۲
هرکه گامی زد درین ره اختیارش شد ز دستوآن که سر پیچید ازین در خون خود در گردنش
۳
این قبول از دوست می باید که باشد قصّه چیستبخت چون برداردش گر دوست گوید بفکنش
۴
عیسی از امّت چو شد بیزار ترسا را چه سودگر چو رشته بگذرد بر چشمۀ سوزن تنش
صفحهٔ ۱ از ۴