خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغِ دلم که زلفِ تو باشد نشیمنشکی آرزو کند هوسِ سینۀ منش
۲
هرگز وی التفات به زندانِ تن کندروحی که زیرِ سایۀ طوباست مسکنش
۳
خورشید اگر ز گوشۀ برقع کند نگاهزلفت ز رشک تیره شود چشمِ روشنش
۴
ور بت پرست رویِ تو بیند به اعتقادلازم شود چو توبۀ من بت شکستنش
صفحهٔ ۱ از ۴