خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دست مدعیان یک زمانکی شبِ دوششرابکی دو سه در خدمتت نکردم نوش
۲
به روزگار شبی دیگر اتفاق افتدکه پای بوس تو حاصل کنیم و دست آغوش
۳
بر آتش جگرم ریز یک دم آب وصالکز اندرون وجودم به سر برآمد جوش
۴
قبا مکن چو گریبان غنچه پرده ی منکه همچو بلبل مستم در آوری به خروش
صفحهٔ ۱ از ۳