خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشتری و زهره در عین قران بوده ست دوشبوسه و می تا سحر با هم روان بودهست دوش
۲
طالع سعد از از وبال آمد برون گویی که بازدر معارج با سعادت هم عنان بودهست دوش
۳
عارض خوبش که همچون صبح روشن آفتابدر شب تاریک زلفینش نهان بودست دوش
۴
بی غبار ابر تاریکِ رقیب تیره رویتا سحر خورشید مجلس در میان بودهست دوش
صفحهٔ ۱ از ۳