شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۷۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر خرابات به من گفت دوشای پسر از خویش مگوی و خموش
۲
گر سر ما داری و پروای ماناز مکن درد کش و دُرد نوش
۳
سوخته باید که بود مرد کارخام بود هرکه نخورده‌ست جوش
۴
ساکن و تن دار و گران بار باشنی چو سبک مغز برآور خروش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth