خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت عقلم به غارت داده دوشوی دو چشم مستت از من برده هوش
۲
تاختن کردی چو یاغی بر سرمدر چریک صبرم افکندی خروش
۳
نا شکیبایی و بی صبری ببرداز سر رازی که ما را بود دوش
۴
عشق ما در گرد شهر افسانه شدهرگز این دریا بننشیند ز جوش
صفحهٔ ۱ از ۳