خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه را شادی و مارا غم جانانه خویشهمه با همدم و ما با دل دیوانه خویش
۲
مبتلای غم و محنت زده هجرانیمآشنا ناشده با دلبر بیگانه خویش
۳
بر سر آتش و آبیم ز چشم و دل خودچند سوزیم در این تنگ قفس خانه خویش
۴
هر دم این سوخته پروانه ما یعنی دلجان به کف بر نهد از همت مردانه ی خویش
صفحهٔ ۱ از ۳