خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی می خواهم از هر کار فارغزنام و ننگ و فخر و عار فارغ
۲
مرا باید که در گلزار باشمبه گل مشغول لیک از خار فارغ
۳
چنان فارغ ز محنتها به یک بارکه هست از محنت من یار فارغ
۴
چو چالاکان ز خلد و دوزخ آزادچو ناپاکان ز نور و نار فارغ
صفحهٔ ۱ از ۳