شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۷۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده امچند کوشم چون کنم بی یار و بی دل مانده ام
۲
منتظر در منزلِ حیرت به امّیدِ نجاتچشم بر در، دست بر سر، پای در گل مانده ام
۳
چاره تسلیم است و بس امّیدِ استخلاص نیستسهل پندارند و محکم در سلاسل مانده ام
۴
قلزمِ هجران و من بر تختۀ خوف و رجادر میانِ موج بر امّیدِ ساحل مانده ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth