خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش بس خوش روزگاری داشتمتا سحر در بر نگاری داشتم
۲
تا برآمد الصلات از پشتِ بامدست در بوس و کناری داشتم
۳
بر جمالش از لبِ می گونِ اومی شکستم گر خماری داشتم
۴
خوش بود تنگِ شکر در بر شگرفراستی فربه شکاری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳