خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتموز روزگار فایده یی بر نداشتم
۲
پنداشتم که تابعِ فرمان ایزدممن خود هنوز در طلبِ شام و چاشتم
۳
معلوم شد که هیچ ندانسته ام چو چشماز روی عقل بر همه اشیا گماشتم
۴
از تیغِ آفتاب اجل سر نبرد کسچندان که سایه بانِ خرد بر فراشتم
صفحهٔ ۱ از ۲