خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز می توبه کردم ز مستی نکردمنگفتم دگر گِردِ مستان نگردم
۲
اگر بوده ام دامن آلوده از میچو بر آبِ رز بود خونی نکردم
۳
اگر جرأتی رفت الحمدُللهکه با آبِ رز خون مردم نخوردم
۴
مرا توبه دادند از می پرستیازین پس اگر می پرستم نه مردم
صفحهٔ ۱ از ۲