شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدمزین طرف میل است زان سو رغبتی می بایدم
۲
رازها دارم که نتوان با کسی جز با تو گفتتا به خدمت عرضه دارم فرصتی می بایدم
۳
از تو می گویم که می باید مرا کی گفته امکز جهان آسایشی یا نعمتی می بایدم
۴
هر بلایِ عشق می خواهم سلامت گو مباشبر سپاهِ هجر لیکن قدرتی می بایدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth