خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز رسیدم جمالِ دوست بدیدموز لبِ شیرینِ او به کام رسیدم
۲
در عرصاتِ شبِ فراق معیّنروزِ قیامت هزار بار بدیدم
۳
باز نیارم به صد هزار زبان گفتآن چه من از جورِ روزگار کشیدم
۴
تا همه روها کنم به روی دل آرامگوشۀ عزلت ز کاینات گزیدم
صفحهٔ ۱ از ۳