خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندر دو کون جانا بی تو طرب ندیدمدیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدم
۲
من بر دریچۀ دل بس گوشِ جان نهادمبی حد سخن شنیدم امّا دو لب ندیدم
۳
ای ساقیِ گزیده مانندت این دو دیدهاند عجبم نیابد ، اندر عرب ندیدم
۴
گویند سوزِ آتش باشد نصیب کافرمحروق از آتش تو جز بولهب ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲