شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر ای راحت جان جور تو تا چند برموز پی وصل تو خوناب جگر چند خورم
۲
چند بر آتش هجران خودم خواهی سوختچاره ای کن که گذشت آب فراقت ز سرم
۳
دست من گیر که در پای فراقم کشتیبه ازین بود به اشفاق تو جانا نظرم
۴
در زبان همه مرد و زن شهر افتادمتا شد از جرعه ی جام تو لب خشک ترم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth