خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد باد آن شب که در بیت الحرمخلوتی کردیم با یاران به هم
۲
باده می خوردیم و طبلک می زدیمز اوّل شب تا به وقت صبح دم
۳
دولتی بگذشت بر ما کان چناندولتی نگذشت بر پرویز و جم
۴
کردم این معنی سوال از عقل دوشبا دلی پر نفرت و طبعی دژم
صفحهٔ ۱ از ۳