خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بی خبر ز دردِ دلِ مهرپرورمعیبم مکن که عاشقم آخر نه کافرم
۲
چون غافلی ز عشق چه دانی که حال چیستتو خویشتن پرستی و من عشق پرورم
۳
صاحبنظر چو بنگرد انکار کی کنددر قامتِ خمیده و در گونهی زرم
۴
نادیده رویِ دل بر او گویی گرفته انداز عکسِ رویش آینه ای در برابرم
صفحهٔ ۱ از ۳