خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زخمِ تیرِ ملامت سپر نیندازمز رویِ بازی منگر که عشق می بازم
۲
به غیرِ خانه بر انداز هر بنا که نهمبه هرزه بر گذرِ سیل خانه می سازم
۳
خوش است خانه ی ابرو و تختِ پیشانیچو شه به تخت و چو لشکر به خانه می نازم
۴
کجاست خانه برافکنده ای که غرفه ی چشمبه رویِ او شود از هر که در جهان بازم
صفحهٔ ۱ از ۳