شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی بود به مهی خلوتی که ساز کنمخروس بانگ کند تا نگاه باز کنم
۲
رقیب دشمن و قصه دراز و شب کوتاهمجال نیست که با دوست شرح راز کنم
۳
به روز محتسبان دافع و به شب عسسانز هیچ سو نهلندم که سرفراز کنم
۴
به توبه باز مخوانیدم ای مسلمانانکه مرد زهد نیم توبه بر مجاز کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth