خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بار دگر عزم سفر می کنمبرگ ره از خون جگر می کنم
۲
می روم از کوی تو گویی مگربر سر الماس گذر می کنم
۳
بهتر از این نیست که با بخت خویشبیش نکوشم چو بتر می کنم
۴
آه که هر بار کنم توبه ایاز سفر و باز ز سر می کنم
صفحهٔ ۱ از ۳