شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجب مدار خراباتیی چنین که منماگر به کوی خراباتیان بود وطنم
۲
کنشت و کعبه به فرمان روم خدا مکنادکه در ضمیر من آید که من به خویشتنم
۳
خودی خود چو براندازم آن چه ماند اوستکه دوست هم چو وجودست و من چو پیرهنم
۴
ز پیر خرقه فرو مانده ام عجب که مرابه هرزه توبه چرا می دهد چو می شکنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth