شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ز بخت مساعد شود که روی تو بینمدگر ز کوی تو نبود سفر به هیچ زمینم
۲
من از خدای به حاجت جز این مراد نخواهمکه روی کرده به رویش به گوشه ای بنشینم
۳
بر آستان تو مردن به از فراق تو دیدنکه سیر شد دل محنت کش از حیات چنینم
۴
شب فراق تو بر خاطرم گذشت که امشبشب نخست فراق است روز باز پسینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth