خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه حالت است ندانم به خواب میبینمکه در کنار به شب آفتاب میبینم
۲
منم که باز به چشم خیال دیده چنینجمال صورت جان بینقاب میبینم
۳
هوا معنبر و مجلس بهشت و ساقی حورخمار در سر و بر کف شراب میبینم
۴
به هر طرف که نظر میکنم سبکروحیسرش گران شده مست خراب میبینم
صفحهٔ ۱ از ۳