خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تو دارم هرچه دارم از جدید و از قدیمباز از کونین نه امید می دارم نه بیم
۲
چون زبهرِ دوستیِ با من دشمننددشمنان خویشتن را دوست میدارم عظیم
۳
آی دل آشفته گر به مقصد رهبریپای مجروح است و سَیرت بر صراط مستقیم
۴
تو مس آلوده ای و عشق کوره امتحانکی شود پاکیزه تا در بوته نگدازند سیم
صفحهٔ ۱ از ۳