خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیمبا حور نشستیم و به فردوس رسیدیم
۲
زان می که حلال است چنان مست ببودیمکز هرچه حلال است و حرام است بریدیم
۳
مستان الستیم ولی نفی گمان رابا خلق نمودیم که بی خود زنبیدیم
۴
آب خضر اینجاست که ماییم ولی چشمباریک نظر بود سر چشمه ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۳