شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیر برآمد که روی یار ندیدیمجرعه ای از جام وصل او نچشیدیم
۲
کار به هم برزدیم و هیچ نکردیماز پس عمری که انتظار کشیدیم
۳
وعده ی وصلی رسیده بود به اولخود نرسید آن به ما و ما برسیدیم
۴
با سر سررشته ی رضا نفتادیمبس که به خود هم چو کرم پیله تنیدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth