خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک تار موی از آن سر زلفین پر فتنارزد هزار جان گرامی به نزد من
۲
سهل است گر سرم برود در پی وفانازک دل التفات نماید به جان و تن
۳
ما را نه برگ غنچه و نه صبر عندلیبکردیم از انتظار چو گل پاره پیرهن
۴
محبوب در حجاب و رقیب ایستاده پیشگل در کنار نغز بود خار در چمن
صفحهٔ ۱ از ۳