شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتندلم آن جا و تن زاین جا ندارد قوت رفتن
۲
کسی کآشفته ی اویم ندانم با که بر گویمیکی محرم همی جویم که داند راز بنهفتن
۳
چو ماه از پرده شد پیدا تحمل کی کند شیداکه را باشد درین سودا مجال خوردن و خفتن
۴
که را آن زهره و یارا که گوید رحم کن یاراوگر او رد کند ما را که خواهد در پذیرفتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth