خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدنبازگشتن ز رقیبان و به ناکام شدن
۲
می روم بی خود و باخود زجفا می گویمتا کی از دست دل انگشت کشِ عام شدن
۳
یک قدم را که نهادم دم رفتن بر دوستوقت رجعت نتوان باز به ده گام شدن
۴
پیش ما روی نکونیست دریغ ارنه رواستاز پی روی نکو رفتن و بدنام شدن
صفحهٔ ۱ از ۳