خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا جانانهای باید که باشد غم گسارِ منمیانِ نازکش باشد همه شب در کنارِ من
۲
چه خوش باشد دل آرامی که چون از خواب برخیزدبه غمزه چشمِ مستِ او کند دفعِ خمار من
۳
اگر باشد قیامت باشد اللّهمَّ ارزُقناهمین از بخت و دولت چشم دارد انتظارِ من
۴
ندارم هیچ باقی در جهان جز مونسِساقیگزیرم نیست از یاری همین است اضطرارِ من
صفحهٔ ۱ از ۳