خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن بر من ستم جانا از ین بیشبکارت می نیاید به بیندیش
۲
لبت خون می چکاند از دل مننمک خون آورد پیوسته از ریش
۳
مرا دل خود ز جور چرخ ریشستتو بیهوده نمک بر ریش مپریش
۴
بخون زندگانی تشنه ام زانککه سیر آمد دلم از هستی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲