خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشکاز چشم خلق ازآن بفتاد بسان اشک
۲
افگنده پاره پاره دلم در دهان خلقزان پاره پاره مینهمش در دهان اشک
۳
بردوختست چشم من از خواب تا کشیددر تار سوزن مژه از ریسمان اشک
۴
زانکه که گشت سینۀ من منزل غمتمی نگسلد ز دان من کاروان اشک
صفحهٔ ۱ از ۳