شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دروغ بود که من در غمت صبور شدمخلاف بود که از خدمتت نفور شدم
۲
دراز دیدم در تو زبانِ نزدیکانبرای مصلحتی یک دو روز دور شدم
۳
در اندرون من از آرزو جگر خون شدبه ظاهر ار چه نمایم که من صبور شدم
۴
شدم به وصل تو مغرور من ز نادانیببین که عاقبت اندر سر غرور شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth