خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۲۳ - وله یمدح الصّاحب جلال الدّین
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماجرایی که میان من و گردون رفتستدوش بشنو که ترا شرح دهم از اوّل
۲
تا سحر گه من و او دیده بهم بر نزدیمبس که گفتیم و شنیدیم ز هرگونه جدل
۳
در میان گفتمش ای از تو واز گردش توگشته اسباب نشاط دل خلقی مهمل
۴
حرکاتت همه بی فایده چون شمع بروزاختران تو همه شب رو چون نقددغل
صفحهٔ ۱ از ۱۱