خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۹ - می صافی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار استتو از ساقی نشانی گو که اینجا مست بسیار است
۲
از این سودای عشق آخر سرت بر باد خواهی دادسرت چون میرود خواجه چه جای فکر دستار است
۳
ز پر کیسه ترا نقدی برون میباید آوردنچنین کار آید از دزد سبکدستی که طرّار است
۴
در دکان هر مردی منادی کرد شبگردیکه شب غافل مشو خواجه، عَسَس با دزد همیار است
صفحهٔ ۱ از ۵